X
تبلیغات
رایتل

پیش ساخته ساز غربتی

روزمره نویسی های یک کارگاه ساخت خانه و ویلای پیش ساخته

پنج‌شنبه 7 آذر 1392 ساعت 10:08

وقتی یاد بچگی می افتی!

من کوچیک بودم خودمو به یه اسمی صدا می کردم "کُلُس"!!!!!!!!!!!!!

کسایی که اسم منو می دونند می فهمند که اصلا" شبیه اسم من نیست. یادم هم نمیاد چرا این اسمو روی خودم گذاشته بودم ولی با اعتماد به نفس هر کی ازم اسممو می پرسید می گفتم "کُلُس".

یه عمو دارم که خیلی رسمی و شق و رقه. فرهنگی بوده و خیلی مذهبی (بابای همون دخترعموی داروخانه ای). از کوچیکی اینو یادمه که همیشه با بابام داشت بحث سیاسی می کرد و ما حوصله امون سر می رفت که چقدر اینا حرف دارند بزنند. با این همه این عموم منو به احترام انتخاب خودم "کُلُس" صدا می کرد. این کارو تقریبا" در هر برخوردی انجام می ده و یه جوری حالت ابراز محبت داره.

یکی از دایی هام که نظامی (بابای همون پسردایی کذایی) بود و برعکس تمام نظامی هایی که دیدم به طرز فجیعی شر و شیطون بود. بچه گیها همیشه ما منتظر بودیم از ماموریت بیاد چون باید مثلا" امیدیه یا چابهار زندگی می کرد و برامون سوغاتی بیاره و از اون مهمتر با پرتقال برامون سیرک بازی بکنه یا تعریف کنه برای خاله ها و اونا بخندند و ما هم ادا دربیاریم که فهمیدیم که چی گفته و بخندیم.

جالب اینه که این داییم هم منو "کُلُس" صدا می کرد.

حالا چرا امروز یاد این موضوع افتادم؟

امروز به فرموده خانم والده نسخه ایشونو بردم داروخانه دخترعمو که به اقتصاد خانواده کمکی کرده باشم. صبح اول وقت رفتم داروخانه و دیدم یه آقای سن دار با یه دختر بچه توی بغلش نشسته. درستش اینه که ندیدم و درست نگاه نکردم. شروع کردم به خوش و بش و حرف زدن که یه دفه یکی از پشت سرم صدا زد "کُلُس".

آییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی مزه داد، آیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی مزه داد که نگو.

عموم توی داروخانه با نوه اش نشسته بود و بعد از مدتها یکی منو به اسم شخصیم صدا کرد. خوب خونه عموم با اونجا خیلی فاصله داره و من انتظار نداشتم اون موقع برای نوه بازی اونجا باشه. خلاصه یه ماچ آبداری از عمو کردم که نگو. ما خیلی رابطه نزدیکی نداریم و روابطمون به برخوردهای رسمی محدود میشه ولی همون یک کلمه اون موقع صبح به من خیلی مزه داد، خیللللللللللللللللللللللللللللللللی.

گفتم زود بیام بنویسم تا یادم نرفته و شما رو در شادی خود شریک کنم.




پی نوشت : "سریال قدیمی روح دکتر پاتون" چی هست؟ یکی با این search اومده وبلاگ من! خودم هم search کردم چیزی نفهمیدم. البته به فارسی.

پی نوشت 2 : روحیه سرخوش کسی که اینو search کرده رو هم می ستایم. بعضی ها از Google انتظار کمد آقای ووپی یا دستگاه بالتازارو دارند. "درمورد نازک کاری سختمان هر چی داری بده"

برچسب‌ها: روزمره
نظرات (36)
+ م؛ط [ ایران ]
اولم؟
پنج‌شنبه 7 آذر 1392 ساعت 10:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بععععععععععععععععععله
+ م؛ط [ ایران ]
خوب باز هم از شیوه ی لینک و بالا بردن رنکینگ و این حرفها؛ بگذریم؛ حالا تلفظ صحیح این اسمتون چی بود؟یاد آنه شرلی افتادم میگفت اسمش کردلیا ست
پنج‌شنبه 7 آذر 1392 ساعت 10:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:

من خیلی کوچیک بودم وقتی این اسمو روی خودم گذاشتم. یعنی از وقتی شروع به حرف زدن کردم، اسنادشم موجوده. پشت یه عکسی از اعضای خانواده که من هنوز خوب راه نمی رم. نوشته شده کُلُس در فلان سالگی. یه ضمه کاف و لام و سکون سین بخونید.
+ magam [ انگلستان ] http://don-joker.blogsky.com
مامانم بعضی اوقات بهم میگه مگم(magam)
منکه خیلی ذوق میکنم اینجوری میگه.نمیدونم چرا ولی خوشم میاد دیگه.
پنج‌شنبه 7 آذر 1392 ساعت 10:54
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من می فهمم
+ م؛ط [ ایران ]
از این به بعد اسم وبلاگ رو پیش ساخته ساز کلسی می گذاریم؛به احترام کلس 30سال و اندی پیش 1دقیقه سکوت
پنج‌شنبه 7 آذر 1392 ساعت 13:25
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هومممممممممممممم، نه. دکتر چوبکی حسودیش می شه . سرکار اذیت می کنه.
+ آسمانه [ انگلستان ] http://asemaneh2007.blogfa.com
سلام کلس
خیلی بامزه بود حالا این اسمه از کجا اومده ساخته خودتون بوده
پنج‌شنبه 7 آذر 1392 ساعت 13:27
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

یادم نمیاد ولی یادمه که اسمم کلس بود.
+ یک بیوتکنولوژیست [ ایران ]
احتمالا کلس حالت تغییر یافته ک.خل بوده!!! بچه بودی و زبانت نمیچرخیده!
پنج‌شنبه 7 آذر 1392 ساعت 13:54
امتیاز: 1 0
پاسخ:

با این حال که خیلی خنده دار بود ولی دست شما درد نکنه دیگه!!!
در ضمن اینجا خانواده رد میشه دکترها!
+ پدرام [ ایران ]
مهندس جان بسیار عالی تونستید اون حال خوب اون لحظه را منتقل کنید
مرسی
پنج‌شنبه 7 آذر 1392 ساعت 21:02
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش می کنم، خواهش می کنم.
+ پدرام [ ایران ]
"درمورد نازک کاری سختمان هر چی داری بده"
یعنی عین این جمله را سرچ کرده
اونوقت مردم میرن درباره کلیپس لطیفه میسازند
پنج‌شنبه 7 آذر 1392 ساعت 21:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فقط کمد آقای ووپی به نظر من اومد در جواب این search
+ بنفشه [ ایران ]
کلس کلس بیا منم ماچ کن خب!
جمعه 8 آذر 1392 ساعت 13:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
+ بنفشه [ ایران ]
کلس کلس
جمعه 8 آذر 1392 ساعت 15:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
+ بنفشه [ ایران ]
کلس کلس
جمعه 8 آذر 1392 ساعت 15:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برو سر کوچه خودتون بازی کن.
+ بنفشه [ ایران ]
دکتر پاتون کیه؟!
جمعه 8 آذر 1392 ساعت 15:21
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه می دونم، مثل اینکه به رو ح هم اعتقاد داشته!
+ مریم [ ایران ]
سلام منم یه پسرخاله دارم ازوقتی زبون بازکرده بودتاحالا که 17سالشه بهم میگه (مَیرَم)منم نمیدونم چراخیلی حال میکنم بااین تلفظ غلط!!!!!
جمعه 8 آذر 1392 ساعت 15:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
+ بنفشه [ نامشخص ]
پیشی جان بیا این پدرام رو بردار از وبلاگ ما بیار بیرون ! از وبلاگ تو پاش به اونجا باز شده رو اعصاب ماست!
آ قربون کلس برم! بیا!
جمعه 8 آذر 1392 ساعت 20:57
امتیاز: 1 0
پاسخ:
نمیام
+ ققنوس [ ایران ] http://ghoghnooshope.blogfa.com/
دلم گرفت غربتی
فکر کن بچه برادر من یه روز بیاد تعریف کنه... یه خانم مسنی نشسته بود داشت به نوه اش بازی می کرد... یه هو صدام کرد... دیدم عه این عمه منه... یادش بخیر... چندین ساله ندیدمش... چقدر پیر شده.
غصه‌دارم کردی غربتی جان
حالا چرا به جای غربتی اسم کلس تو وبلاگ روی خودت نزاشتی.
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 09:06
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من دیگه بزرگ شدم!
+ من [ ایران ]
کلس(یا اسمی شبیه این دقیق یادم نیست) اسم اون همستره تو سریال آنت و لوسین (بچه های آلپ) نبود که مال دنی بود؟ شاید اونموقع از اون خوشت میومد؟
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 09:29
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اون کِلُس بود نه کُلُس. اون موقع من سواد هم داشتم و دیگه اسم واقعیمو می گفتم
همستر هم نبود، راسو بود.
+ مینا [ فنلاند ]
میبینم که مارو داری با ابعاد مختلفت آشنا میکنی..... یکم مارو با اون بُعدتم آشنا کن.........
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 10:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فعلا" فیزیکدانها دارن روی بعد پنجم کار می کنند وقتی تونستند مستند و تئوریزه اش کنند من بقیه ابعادم رو هم رو می کنم!
+ مینا [ فنلاند ]
کاره خوبی میکنن
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 10:10
امتیاز: 0 0
+ پدرام [ ایران ]
روز شنبه ساعت 10 صبح تو اینترنت چیکار میکنی
مگر کار و زندگی ندارید تو اون شرکت
باز دکتر چوبکی دو دقیقه رفت بیرون همتون از زیر کار در رفتید
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 10:13
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دارم دنبال سیستم های خنک کننده پرتابل می گردم. چیه؟
شدی آجان اینترنت!
+ بهار(spring) [ نامشخص ]
سلام کُلُس
خوبی ؟؟!!!
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 13:45
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنون
+ م؛ط [ ایران ]
پسرم مریض شده حوصله ندارم
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 14:17
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بچه ها زورشون برعکس جثه شون زیاده. ایشالا زود خوب می شه.
مامان شدی برای همین روزا دیگه. اون روزا که لپ نرم گاز می گیری، حالشو می بری میای بگی؟!
+ م؛ط [ ایران ]
نامرد من که عکسهاش رو برات میفرستم لذتش رو ببری؛دیشب تا صبح بیدار بودم صبح هم ساعت 7 بیدار شد تا الان که تازه خوابید مخم ارور میده اخلاق گنده من رو هم داره مریض میشه هیچی نمیخوره
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 14:27
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لپ نرم گاز گرفتن کی بود مانند دیدن عکس. خودت می گی مریضه. مریضی هم یعنی بی اشتهایی و مابقی داستانها. شما یه مریض پر اشتها به من نشون بده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه ذره پاهاتو دراز کن، خستگی در کن تا بعد.
زود خوب می شه شروع می کنه به مادر آزاری.
+ م؛ط [ ایران ]
بردیمش دکتر اومدیم بچه ام نصف شده؛یه سوال توی کارگاه شما تو رئیسی یا دکتر چ ؟اصلا کار اصلیت توی کارگاه چیه؟برای یه دانشجوی مهندسی صنایع میپرسم
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 16:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
60% سهم دکتر چوبکیه 40% سهم منه از نظر مالی.
سیاستها مال دکتر چوبکیه چون می تونه بازاری صحبت کنه و به دلیل کارهای قبلیش ارتباطهایی که داره. بررسیها و آنالیزها مال منه! یه سری از خریدارها هم مال من هستند.
دانشجوی صنایع همه جا می تونه کار پیدا کنه!
+ رها (استاد جان آواره) [ ایران ] http://khoshbakhtkhan.blogfa.com/
کلس!!!
پ.ن1: دارن رو بعد پنجم کار می کنن تازه؟؟؟ یکی از دانشجوهای من پارسال یه کنفرانس(!!!) داشت توش درباره ی بعد 6 و 7 و الی آخر (دقیقاً با همین لفظ الی آخر!!!) کلی حرف زد!
پ.ن2: م؛ط جان زودی خوب میشه قند عسلت! من با این همسر جان بیمار چه کنم که دو روزه خوابیده خونه، لپ نرم هم که نداشته بگم دارم تاوان گاز گرفتنش رو پس میدم!
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 16:59
امتیاز: 0 0
پاسخ:
1.ای بابا عقب موندم.
2. من چیزی ندارم بگم.
+ م؛ط [ ایران ]
پس اون 20%بیشتر رئیسه
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 17:07
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره
+ مینا [ ایران ]
سلام. یکی بیاد 4تا کشیده بخوابونه توی گوشم شاید درست شم. چند وقته خیلی تنبل شدم اون موقع ها واسه سره کار اومدن ماشین نمیوردمو یکم پیاده روی میکردم. جدیدا روزای فردم ماشین میارم. آخه از خونه تا دفترم توی طرح نیست. تازه دیشب شامم خوردم...... دیگه همسری هم از پسم بر نمیاد
یکشنبه 10 آذر 1392 ساعت 10:51
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه سوال برام پیش اومده، ببخشیدا؟ اینا که نوشتید به غربتی چه ربطی داره!!
اگر برای معاشرت نوشتید که اوه بله، صحیح می فرمایید!
+ م؛ط [ ایران ]
سلام؛ خوب به من چه که اون از تو رئیس تره چرا من رو دعوا میکنی راستی جواب پ.ن 2 استاد جان رو دادم نگران نباش؛ 2روزه پست جدید نذاشتی آمارت میاد پایینا
یکشنبه 10 آذر 1392 ساعت 13:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عوضش کار می کنم به اقتصاد جامعه کمک می کنم.
+ مهتاب [ ایران ]
خاطره قشنگیه غربتی جان! مامانم هم به من و خواهرم پت و مت می گفت، هنوز هم گاهی اوقات به یاد گذشته صدامون می زنه که ما هم کلی ذوق می کنیم. من و خواهرم هم برای مامانم هدیه عروسکهای پت و مت رو خریدیم.
یکشنبه 10 آذر 1392 ساعت 18:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:

پس همه از این اسما دارند، قایم کردند رو نمی کنند!
+ بنفشه [ ایران ]
در عوض من که بچه بودم بابام صدام میکرد فرشته‏!‏ عجب بابای تیز بینی‏!‏
یکشنبه 10 آذر 1392 ساعت 18:51
امتیاز: 0 0
پاسخ:
رفتی با بابات نبانی کردی بیای اینجا چی بگی یه وقت نزنه زیرش؟
+ مینا [ ایران ]
واسه معاشرته دیگه. دیدم خبری ازت نیست گفتم یه چی گفته باشم
دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت 09:25
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آهان از اون لحاظ.
اوه بله، پیاده روی برای سلامتی بسیار مفید می باشد!
+ بنفشه [ ایران ]
نه والاااا! اصلاً تو به قیافمم نگاه کنی متوجه میشی درست گفته واقعاً!
دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت 11:12
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منظور ملک الموت که نیست؟
+ بنفشه [ ایران ]
عصری وایسا دم در!
دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت 11:37
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه نمیام، می ترسم!
+ م؛ط [ ایران ]
سلام عزیزم؛این پولها که پارو میکنی رو بعدا چیکارش میکنی آیا؟
دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت 13:51
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمی گم. می رم معتاد میشم!
+ م؛ط [ ایران ]
چرا؟
دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت 14:23
امتیاز: 0 0
+ لیـآه [ ایران ] http://lavi1993.blogfa.com/
حالا میگم هیچ وقت هم دنبال معنی این اسم نبودی؟!

عه بلاگ اسگای اسمایلی هاشو تغییر داده؟!
دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت 23:51
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه هیچ وقت.
+ عسل بهاری! [ ایران ] http://bahar-e-asal.blogsky.com/1392/09/12/post-33
کلس جان!!!
اینجا رو یه بار بانو و یه بار پدرام معرفی کردن....
دیدم هواخواهان زیادن گفتم سر بزنم....
حق داشتن!! بسیار حظ برفت ....باز هم می آییم
چهارشنبه 13 آذر 1392 ساعت 15:23
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطف ایشونو می رسونه.
ممنون.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :